به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه اطلاع رسانی ستارگان ، استاد شهید مرتضی مطهری در ادامه جلد اول کتاب حماسه ی حسینی ، پس از شرح مکتب عملی اسلام ، به موضوع برداشت های مختلف از حادثه ی کربلا میپردازد و می گوید: در طول تاریخ بسیار برداشت های مختلفی از حادثه ی کربلا شده است . به برداشت های غلط کاری ندارم ، اما بسیاری از این برداشت ها ، به صورت همزمان درست است ! برداشت محتشم و سامانی و صفی علیشاه و اقبال لاهوری باهم متفاوت است ، اما همه ی آنها درست، اما ناقص است ! یعنی دروغ یا غلط نیست ، اما فقط یک جنبه ی حادثه ی کربلا را شرح میدهد ، درحالی که کربلا یک واقعه ی کامل است ! دقیقا مانند همان داستان قدیمی مردم و فیل در اشعار مولوی است ؛ که هرکسی قسمتی از بدن فیل را در تاریکی لمس میکرد و فکر میکرد تمام فیل خرطوم یا گوش آن است ! همین است که باعث میشود برداشت ها راجع به واقعه ی عاشورا درست باشد اما در عین حال غلط هم باشد و کامل نباشد !
شهید مطهری اینگونه سخن خود را تکمیل میکند : برای مثال ، برداشت «دعبل خزایی» از نهضت اباعبدالله ، فقط جنبه های جنگیو خشونت آن است ، برداشت «محتشم کاشانی» جنبه ی تاثر برانگیز و گریهآور کربلا است و هرکسی به تناسب دیدگاه خود ، یک جنبه از عاشورا را برداشت میکند . اما حادثه ی کربلا ، تجسم کامل و عملی اسلام است که نمیشود فقط بخشی از آن را به عنوان کل آن حساب کرد . و بدین ترتیب ما وظیفه داریم تا نگذاریم این اسلام مجسم فراموش شود !
مولف ادامه میدهد : در حادثه ی کربلا ، میبینیم که همه ی افراد از زن و مرد و پیر و جوان و عرب و غیر عرب ، نقشی دارند . همین است که میگوییم میخواستند اسلام به حقیقت و کمال آن، نشان داده بشود ! و اینکه میگویم زنان نقش داشتند هم فقط منظورم حضزت زینب سلاماللهعلیها نیست ، بلکه ما بسیار زنانی در کربلا داشتیم که در حادثه ی عاشورا ، جان دادند و جزو شهدای اباعبدالله به حساب آمدند .
ایشان سپس خاطرنشان می کند : برای نشان دادن جنبه ی توحیدی و عرفانی حادثه ی کربلا ، شاید همان دو جمله ی اباعبدالله که میفرماید «ما اهل بیت از خودمان پسند نداریم ، ما آنچه را میپسندیم که خدا برایمان پسندیده باشد .» کافی باش؛ دوباره در آخرین جملات اباعبدالله انعکاس توحید و عبودیت را میبینیم ؛ زمانی که امام حسین (ع) پس از برخورد تیر با قفسه ی سینه مبارک شان میفرماید « رضا بقضائک و تسلیما لامرک ، لامعبود سواک و یا غیاث المستغیثین». در ظهر عاشورا ، در آن نماز، وسط جبهه ی جنگ سپاه حسین (ع) و در آن حالتی که تمام اصحاب غرق در عالم نماز بودند باز هم جنبه های عرفانی و توحیدی اوج میگیرد .
مولف حماسه حسینی می افزاید: از زاویه ی دیگری که نگاه کنیم ، مرد پرخاشگری را میبینیم که در مقابل دستگاه جبار قیام کرده و گویا از دهانش آتش میبارد و هیچگونه نمیشود او را تسلیم ناحق کرد ! مردی را میبینیم که در میانه ی میدان همهاش دم از شرافت و عزت و آزادگی میزند ! این جنبه ی نهضت حسینی ، حماسه و شجاعت و صلابت است .
وی خاطرنشان می کند : باز از زاویه ی دیگری یک خیرخواه ، یک واعظ و یک اندرزگو را میبینیم که حتی برای سرنوشت دشمنان خود که جهنم است ، ناراحت است ! در روز عاشورا اباعبدالله (ع) یکدفعه عمامه و لباس پیامبر (ص) را میپوشد و به سوی سپاه کفر میرود تا شاید بتواند کمی از شقاوت و بدبختی سپاه عمر بن سعد کم کند .در اینجا حسین (ع) تماماً محبت و ایثار است ، او یکپارچه دوستی و خیرخواهی است !
منبع : حماسه ی حسینی
مؤلف: استاد شهید مرتضی مطهری
صفحات : ۲۹۲_۳۰۰
تخلیص : زهرا ذاکری