پایگاه اطلاع رسانی «ستارگان» محلی برای دیده شدن اخبار نخبگان ایران سرافراز
| سیاسی | صفحه‌ی اصلی | مذهبی |
تمام لحظات عاشورا تجلی فریاد دادخواهی امام حسین (ع) است
حماسه ی حسینی از دیدگاه شهید مطهری /41

تمام لحظات عاشورا تجلی فریاد دادخواهی امام حسین (ع) است

شهید مطهری رفتار امام حسین (ع) در زمان شهادت حضرت قاسم (ع) را رفتاری برای تاریخی شدن عاشورا می‌داند .

به گزارش خبرنگار سیاسی پایگاه اطلاع رسانی ستارگان ، استاد شهید مرتضی مطهری در ادامه جلد ابتدایی کتاب حماسه ی حسینی ، پس از بیان رفتار امام حسین (ع) در شب عاشورا و زمینه ی قیام کربلا ، به موضوع وداع حضرت اباعبدالله (ع) با حضرت قاسم بن الحسن علیه السلام  پرداخته و می‌گوید: در شب عاشورا ، پس از اینکه تمام اصحاب، اعلام وفاداری نسبت به امام حسین (ع) و ماندن شان در کربلا کردند ؛ صحنه عوض شد ! اباعبدالله (ع) به یاران شان فرمودند : بدانید که همه ی ما ، کشته خواهیم شد ! همه ابراز شادی کردند و ذکر الحمدلله را بر زبان آوردند . در همان حال کودکی در کناره ی مجلس نشسته بود و چون هنوز به سن بلوغ نرسیده بود ، در شهادتش شک کرد . کودک رو به اباعبدالله (ع) کرد و گفت:« ای عمو ، آیا من هم کشته می‌شوم ؟!» اباعبدالله پاسخ دادند : «تو اول به سوال من جواب بده تا من هم پاسخت را بدهم. مردن و مرگ در دیدگاه تو چگونه است ؟!» کودک پاسخ داد : از عسل شیرین تر است ! اگر به من بگویی که فردا شهید می‌شوم ، مژده ای بزرگ به من داده ای !» اباعبدالله (ع) شهادت کودک را تایید می‌کنند و می‌فرمایند :« بعد از یک ابتلای بسیار بسیار سخت ، شهید می‌شوی .»

استاد مطهری ادامه می‌دهد : در ظهر عاشورا ، پس از حضرت علی اکبر (ع) همین کودک ، اجازه ی رفتن به میدان را می‌خواهد. در حالی که نه زرهی مناسب اندام کوچکش است و نه کلاه‌خودی ! سیدالشهدا (ع) علی رغم اجازه فوری به حضرت علی اکبر علیه السلام،  به این زودی ها به قاسم بن الحسن علیه السلام اجازه ی رفتن نمی‌دهند . عمو و برادرزاده در آغوش هم شروع به گریه کردن می کنند؛ حضرت قاسم (ع) ، همان کودک بزرگوار شروع کرد به بوسیدن دست و پای اباعبدالله (ع) برای کسب اجازه .‌ اباعبدالله (ع) یکدفعه دست‌های شان را می‌گشایند و می‌گویند : «بیا در آغوشم که می‌خواهم با تو خداحافظی کنم.» کودک ، سوار بر اسب ، به میدان رفت . این کودک ، وقتی به میدان که رسید خودش را اینگونه معرفی کرد : «من ، فرزند حسن بن علی بن ابی طالب هستم و این مردی که در اینجا گرفتار شماست ، عموی من حسین بن علی بن ابی طالب است !» راوی که از سپاه عمر سعد هم هست ، می‌گوید من کودکی را دیدم که گویا پاره ای از ماه بود و به سمت مان می‌آمد ؛ درحالی که عمامه‌ای به سر داشت و کفشی معمولی به پا !

مولف کتاب حماسه حسینی خاطر نشان می کند : انگار اباعبدالله (ع) منتظر صدای قاسم است . تا او فریاد یا عماه قاسم (ع) که بلند می‌شود را می شنود ، راوی می‌گوید نفهمیدیم با چه سرعتی ، حسین علیه السلام سوار بر اسب به سوی ما تاخت . حدود دویست نفر که دور قاسم بودند ، همه فرار کردند و حتی یکی از افراد سپاه ابن سعد را هم زیر پا لگدمال کردند ! وضعیت دقیقا مصداق شعر فردوسی است که می‌گوید : "ز سم ستوران در آن پهن دشت ،،، زمین شد شش و آسمان گشت هشت !" اباعبدالله (ع) کنار بدن نیمه جان قاسم (ع) نشسته اند . در همان حال سیدالشهدا (ع) می‌فرماید :«پسر برادرم ، چقدر بر من ناگوار است که تو فریاد یا "عماه" سر می‌دهی و عمو نمی‌تواند به تو پاسخ دهد و نمی‌تواند برای تو کاری انجام دهد !

استاد سپس این پرسش ار مطرح می سازند که : آیا تمام این اتفاقات تلخ برای این نبود که تاریخ ، بهتر قضاوت کند ؟!

 

منبع : جلد اول کتاب حماسه ی حسینی

مؤلف: استاد شهید مرتضی مطهری

صفحات : ۲۸۰_۲۸۶

تلخیص : زهرا ذاکری


#عاشورا #شهید مطهری #اباعبدالله الحسین(ع) #حضرت قاسم #حماسه حسینی #کربلا
کد خبر 14030915134248 تاریخ انتشار 06-12-1403 12:19 نسخه چاپی

اخبار مرتبط


اقدامات امام حسین در شب عاشورا تاثیرات نهضت حماسی عاشورا بر حماسه آفرینی حضرت زینب (س)
سازمان آگهی 09192680251
ad1

ستاره سردبیر


برگزاری رویداد نمایشگاهی مسئله‌محور در اسفند/ رشد سود خالص سازمان اقتصادی کوثر در سال ۱۴۰۱

دکتر فخاری در نشست خبری با اصحاب رسانه از برگزاری رویداد نمایشگاهی مسئله‌محور با تأکید بر اقتصاد دانش‌بنیان از دوم تا پنجم اسفند و کلنگ‌زنی ماهانه حداقل یک پروژه از …

پرستاره ترین


آخرین خبر



با ما در ارتباط باشید

ستارگان
Setar

سه تارستان